» داستانک های فلسفی
برتولت برشت را بیشتر به عنوان برجسته ترین نمایشنامه نویس تئاترِ روایی، و به خاطر نمایشنامه های مشهورش میشناسند. اما برشت گذشته از این که نمایشنامه نویسی موفّق و کارگردانی بزرگ بود، شاعری خوش قریحه نیز بود و شعرها، ترانه ها و تصنیف های پرمعنا و دل انگیز بسیاری سرود.
برشت سرودن شعر را در ۱۵سالگی و پیش از نمایشنامه نویسی آغاز کرد. نخستین سروده هایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد، افزون بر کار در بیمارستانِ نظامیِ پشت جبهه، سروده هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان میخواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرودهای دلنشین خود میکرد.
کتابِ فیل مجموعه ای از حکایتها، داستانک ها و یادداشت های برشت است که در سال ۲۰۰۶ در آلمان منتشر شد.
با هم چند برش جالب از این کتاب را بخوانیم.
روزی مردی از پسر بچه ای که زار زار گریه میکرد، علتِ ناراحتیاش را پرسید. پسرک گفت: «من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم، اما پسری آمد و یکی از آنها را از دستم قاپید».
و به پسری که دورتر ایستاده بود اشاره کرد. مرد پرسید: «مگر با داد و فریاد از مردم کمک نخواستی؟!»
پسر بچه به هق هق افتاد و جواب داد: «چرا، اما کسی به کمکم نیامد».
مرد با مهربانی به نوازشِ او پرداخت و دوباره سؤال کرد: «شاید کسی صدایت را نشنیده، نمیتوانی بلندتر از این فریاد بزنی؟»
پسرک با امیدواریِ تازه ای در نگاهش گفت: «نه».
آنوقت مرد لبخندی زد و گفت: «پس حالا که اینطور است، آن یکی سکه را هم بده».
و آخرین سکه را از دست پسر بچه قاپید و بدون ترس به راه خود ادامه داد.
***
بریده کتاب
یک نفر به آقای «کوینر» گفت: «قاضیانِ ما رشوه خوار هستند».
آقای کوینر جواب داد: «متأسفانه اصلاً اینطور نیست، آنها رشوه خوار نیستند. من امتحان کرده ام؛ حتی با بالاترین مبالغ هم نمیشود آنها را تطمیع کرد تا حرفِ حق را بگویند».
***
بریده کتاب
یک نفر از آقای «کوینر» پرسید: «آیا خدایی وجود دارد یا نه؟»
آقای کوینر گفت: «من نمیدانم خدایی وجود دارد یا نه، اما توصیه میکنم دربارۀ این موضوع فکر کنی که آیا با دانستنِ جوابِ این سؤال، رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه! اگر تغییر نکرد، این پرسش خود به خود برای تو بی معنی است. اگر هم رفتارت تغییر کرد، دستِ کم میتوانم به تو کمک کنم و بگویم: تو به یک خدا نیاز داری».
برتولت برشت
کتاب: فیل (داستانک های فلسفی)


وبلاگ داستان | داستان کوتاه | داستان های زیبا در وبلاگ استوری
مطلب مرتبط
بررسی معنای نمادین آخرین رقم سال تولد شما
مطلب مرتبط
تصاویر پسزمینه کویر و بیابان